قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4313
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال ششصد و نود و يكم از رحلت خير البشر « 1 » در چهارشنبه منتصف محرم ، غازان خان به جانب آلاتاغ توجه نمود و قتلغشاه نويان را به عزم ديار بكر به طرف مراغه فرستاد . و اردوى بزرگ از راه نخجوان عزيمت اران نمود . قتلغشاه به مراجعت مأمور شد ، و ايلچيان « 2 » كه به مصر رفته بودند مراجعت نمودند و جواب موافق مدعا نياوردند و گفتند كه ايلچيان مصريان مىرسند و جواب مىآورند . و اردو به اران رسيد و چندان توقفى نكرد و به عزيمت شكار گرجستان و لگزستان روان شد . امراى لگزستان كه مدتى بود كه عاصى بودند ( به ايلى درآمدند و اردو متوجه تبريز شده ، در راه به شكار جرگه مشغول شدند ) « 3 » و در ميان كوهستانى از دو طرف يك روزه راه ديوار برآورده خويش را به آنجا راندند . و غازان خان با خواتين به تماشاى شكاريان آنجا آمد و بعضى را كشته و بعضى را آزاد كردند و به تبريز آمدند . و پيش از آن به سه سال خرگاهى زرين با آلات و ادوات فرموده بودند ، و الحال تمام شده بود . از تبريز به اوجان حركت نموده در باغ عروف كه از مستحدثات غازان خان بود ، آن خرگاه را تمامت فراشان به مدت يك ماه بزدند و به طوى « 4 » مشغول شدند . و وضع تاريخخانى شمسى در اين ايام نمودند و اكثر محاسبان ديوانى در عراق و فارس را مدار بر همين تاريخ است .
--> ( 1 ) . ق : واقعات سنهء احدى و سبعمائهء [ هجرى ] ؛ م ، ش : وقايع سال هفتصد و دويم از رحلت . ( 2 ) . ايلچيان غازان خان به مصر عبارت بودند از : قاضى كمال الدين موصلى و على خواجه . ( 3 ) . مطلب بين ( ) را « م » ندارد . ( 4 ) . لفظ تركى - مغولى است به معنى جشن به ويژه جشن ازدواج . كهنترين معناى آن اردو و اردوگاه بوده است .